|
جشن شب یلدا
جشن شب يلدا يک جشن کاملا زنده است و همه مسيحيان جهان اين جشن را با نام جشن تولد مسيح برگزار میکنند. يلدا و مراسمی که در نخستين شب بلند زمستان و بلندترين شب سال برپا میکنند تاریخی بسيار دراز داشته و بستگی میشود به ايزد مهر. اين جشن که يکی از کهنترين جشنهای ايران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم میگويند. چله بزرگ از يکمين روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول میانجامد و آنرا چله بزرگ می نامند به آن دليل که شدت سرما بيشتر است آنگاه چله کوچک فرا ميرسد که از دهم بهمن تا بيستم اسفند به طول میانجامد و سرما کم کم کاسته میشود. چله نخست که نخستين روز زمستان و يا نخستين شب آن میباشد تولد مهر و خورشيد شکست ناپذير میباشد زيرا مردم دورههای گذشته که پايه زندگيشان بر کشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبيعت خو داشتند و بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشيد و تغيير فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنايی يافته و کارها و فعاليتشان را بر اساس آن تنظيم میکردند و رفته رفته دريافتند که کوتاهترين روزها واپسین روز پاييز يعنی سیام آذر و بلندترين شبها شب نخست زمستان است اما بیدرنگ پس از اين با آغاز دی روزها بلندتر و شبها کوتاهتر میشود. اقوام کهن آريايی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان میگرفتند بویژه ژرمنها (آلمانیهای امروزه) که اين ماه را به خدای آفتاب نسبت میدهند و زياد هم بی تناسب نيست چرا که آغاز زمستان مانند تولد خورشيد است که از آن روز در نیم کره شمالی رو به افزايش و ارتفاع و درخشندگی میگذارد و هر روز قویتر میشود. در اين شب آتش بر میافروختند تا تاريکی و عاملان اهريمنی و شياطین نابود شده و بگريزند و هم چنان که خورشيد به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پيدا کرده بود آتش نيز همان والايی را نزد مردمان دارا شد. چون تاريکی فرا میرسيد در پرتوی روشنايی آتش تاريکی اهريمنی را از ماین میبردند. در شب يلدا يا تولد خورشيد افراد دور هم گرد میآمدند و سوی رفع اين نحوست آتش میافروختند و خوان ويژه مانند سفرهای که شادمانی نوروز تهيه میکنند اما محتويات آن متفاوت است میگستراندند و هر آنچه ميوه تازه فصل که نگهداری شده بود و ميوههای خشک در سفره مینهادند. اين سفره جنبه دينی داشته و مقدس بود و از ايزد خورشيد روشنايی و برکت میطلبيدند تا در زمستان به خوشی سر کنند. و ميوههای تازه و خشک و چيزهای ديگر در سفره تمثيلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشند و همه شب را در پرتوی چراغ و نور و آتش میگذراندند تا اهريمن فرصت دژخويی و تباهی نيابد. سفره شب يلدا سفره ميزد است و ميزد عبارت است از ميوههای تر و خشک نيز آجيل يا به اصطلاح زرتشتيان لرک که از لوازم اين جشن بود که به افتخار و ويژگی مهر يا خورشيد برگزار میشد. در ادبيات پارسی نيز شعرا زلف يار و همچنين روزهای هجران را از حيث سياهی و درازی بدان تشبیه میکنند :
روز رويش چو بر انداخت نقاب از سر زلف ( گويی از روز قيامت شب يلدا بر خاست
بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد ( که بگرفت اين شب يلدا ملال از پر و نيم
نظر به روی تو هر بامداد نوروزيست ( شب فراق تو هر گه که هست يلدا ايست
امروز هم ايرانيان در سراسر جهان اين جشن زيبا را در کنار يکديگر برگزار میکنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ میپردازند. شب چله بر همه دوستان و هم ميهنان گرامی فرخنده باد.
|