|
گاهشماری در ایران باستان
گاهشماری سالنمایی روش سنجیدن و داشتن حساب گذشت سال و ماهها است. در ایران هیچ آگاهی از سالنماهای ایرانی و روش سنجیدن تاریخ بدست مردم آریایی پیش از دوره هخامنشیان در دست نیست! با این حال، نخستین كاربرد گاهشماری را در سنگنوشتهها و گل نوشتههای هفت تپه كه تمدنی ایلامی است (هرچند به زبان بابلی و با كاربرد كم و بیش واژگان ایلامی) در ۳۵۰۰ سال پیش میبینیم. اما هزاران سال پیش از آنها نیز ما از تقویم بدور نبودهایم.
تمدن كهنسال ایرانی وجود گاهشماری دقیقی را ایجاب میكرده است. دانشمندان ایران شناس بیگانه در این باره پژوهشهای درخوری انجام دادهاند. همچون دوزی، ون در واردن، ج. نیدم، ر. اتینگهاوزن، ویلی هارتنر و ... . به گفتهی هارتنر كه مستند به یادگارهای باستانی فراوان است، مردمانی پیرامون ۴۶ سده پ.گ.خ. (پیش از گاهشماری خورشیدی) (نزدیك به ۶۰۰۰ سال پیش) از شمال سرزمین كنونی ایران كوچیده بودند(!)، پس از استقرار در سرزمین مساعد برای زندگی همچون شوش در كنار مدار ۳۰ درجه عرض جغرافیایی، تخت جمشید، اور و... به كشاورزی روی آوردند. آنها با صورتهای فلكی و رابطهی طلوع و غروب آنها با كارهای كشاورزی، به سان كاشت و برداشت، آشنایی بسندهای داشتند. گواه این سخن نقشهای گوناگون است از نبرد شیر و گاو، صورتهای فلكی شیر و گاو، گاو، كژدم، ماهی، بز كوهی، شیر، خورشید، ماه و ... بر سفالینههایی كه از كند و كاوهای باستان شناسی تپه هفتوان (گوشهی شمال باختری دریاچهی ارومیه)، تپه سیلك در نزدیكی كاشان و تپه یحیی در كرمان بدست آمده است. تصویرهای نبرد شیر و گاو در پارسه (تخت جمشید) گواه دیگری بر این گفته است. اختر شناسان خودمان نیز پژوهشهای دقیقی در گاهشماری داشتهاند، همچون آقای حسن تقیزاده كه بیش از ۳۰ سال در این باره پژوهش كرده است.
پس از هخامنشیان دو گونه سالنما ساخته شده است.
نخستین گاهشماری مدون ایرانی در گل نوشتههای تخت جمشید و سنگنوشته سترگ بیستون یافت شده است. این سالنمایی شامل ۱۲ ماه با سیستم گاهشماری خورشیدی بود که بر پایه گل نوشتههای روشن پارسه از بهار آغاز میشده و شامل سالهای کبیسه نیز بود. سالهای كبیسه ۱۳ ماهی بوده است، با تكرار ماه ویخن Viyaxna (ماه ۱۲ گاهشماری هخامنشی) و به ندرت ماه كارباشیا Karbashiya (ماه ۶ گاهشماری هخامنشی) كه بدبختانه نگارش پارسی باستان آن در دست نیست، بلكه بر پایه نگارش خوزی (ایلامی) آن بدست آمده است. والتر هینتس گونهی پارسی آن را Xarpashya* پیشنهاد داده است. البته این كبیسه گیری و اینكه كدام ماه تكرار شود نظم ویژهای داشته كه در سندها بخوبی دیده میشود. به نظر میرسد این گاهشماری را یا داریوش شاه بزرگ در سال ۵۲۱ پ.م. ویرایش كرده و یا پایه ریزی كرده باشد. چون بر پایه سندهای تخت جمشید این گاهشماری از نخستین سال داریوش بزرگ آغاز میشده است.
دومین سالنما، سالنما اوستایی بود که زیربنای سالنمایی کنونی ایرانیان است. اینكه این تقویم در چه سالی برای نخستین بار پایه ریزی شد بدرستی روشن نیست.
در ایران باستان، ماه به ۳۰ روز تقسیم میشد، و هر روز نام ویژه داشت. هر ماه نیز نامی ویژه داشت كه در میان نام روزها نیز دیده میشد. و بر پایه همین نام روزها میتوانیم دریابیم كه ماه را به ۴ بخش هفت یا هشت روزه تقسیم میكردهاند.
اما پژوهشهای تازه رضا مرادی غیاث آبادی دلایلی را عرضه میکند که گویا هفته در ایران باستان وجود داشته است. ولی باید با احتیاط به نوشتههای وی نگریست. وی آغاز سال هخامنشی را بر پایه دلایلی كهنه كه سال هاست رد شده هنوز پاییز میداند كه پزوهشها بر روی سندهای تخت جمشید آن را به كلی رد میكند. دلیل اینكه اگرچه گل نوشتههای هخامنشی یكزبانه و به زبان ایلامی است و نمیتوان برابر ماههای نامبرده شده در آن را با زبانی دیگر دریافت ولی به گونهای معجزه آسا، شمار بسیار اندكی از آنها (کمابیش ۸۰ مورد) دارای نگاشتههای كوتاه آرامی نیز هستند. برخی از این نگاشتهها نام ماهها را به زبان آرامی یاد كردهاند. این یادداشتها کوتاهشده از كل متن ایلامی است. از همین رو میتوان در شمار بسیار اندکی (شاید كمتر از ۲۰ مورد) برابرهای آرامی ماههای ایلامی را یافت. همچنین ماههای ایلامی وابسته به دو زبان پارسی باستان و ایلامی نو هخامنشی هستند. (یعنی نامهای پارسی و ایلامی ماهها هر دو با خط ایلامی آمدهاند. كه البته ماههای ایلامی بسیار اندك یاد شدهاند.) از سویی سنگنوشته بیستون برابر بابلی ۹ ماه پارسی را بدست میدهد. از آنجا كه زبان بابلی با آرامی كه هر دو از یك ریشه سامی هستند نزدیكی ویژهای دارد و همچنین نسخه آرامی كتیبه بیستون نیز در دست است، و از دیگر سو اینكه آرایش ماههای بابلی به نیكی روشن شده است میتوانیم برابر بابلی هر ماه پارسی و ایلامی را بیابیم. نیكوتر اینكه بر پایه گل نوشتههای تخت جمشید چینش ماههای پارسی را از ۱ تا ۱۲ میدانیم ولی تنها نمیتوانیم براحتی نشان دهیم ماه یكم كه كاملا مشخص است برابر با ماه فروردین کنونی است یا ماه مهر! افزون بر این معنای واژگانی یا لغوی نامها نیز مشخص كننده هستند. كوتاه سخن اینكه: چینش دقیق ماهها از یك تا ۱۲ پارسی در دست است. ولی از آنجا كه با زبانی دیگر وابسته نیست اینكه ماه یكم كدام ماه کنونی است جای پرسش است! ولی با برابرهای بابلی از كتیبهی بیستون و آرامی از گل نوشتهها و معنای واژهای این دشوار نیز برطرف میشود. برای نمونه ماه چهارم هخامنشی گرمپده Garmapada است كه به معنای ماه گرمافزا است. به سادگی با مهر تیر در پیوند است تا ماه دی! (اگر مهر را ماه یكم سال گمان كنیم ماه چهارم دی است كه با این نام ربطی ندارد!) ماه ثورواهر Thuravahara به معنای "بهار سور" Bahar-e-sur، یعنی بهار چموش و نیرومند. ثور همان سور كنونی است كه مثلا میگوییم فلان پرنده سور است، یعنی وحشی و پر تحرك است. معنای این ماه یعنی نیرومندترین ماه بهار كه همان اردیبهشت است و نه آبان! گیرندهتر اینكه ماه نهم ماه آثریادیه میباشد، یعنی ماه پرستش آتش یا آذر، كه به گونهای كوتاه شده در نام آذر كنونی دیده میشود.
در سالنمایی اوستایی سال ۳۶۵ روز بوده و دوازده ماه ۳۰ روزه را تشکیل میداد. پنج روز بازمانده نیز «پنجه» (گاه «پنجه دزدیده») نامیده میشد.
در ایران باستان، زمان تاجگذاری پادشاهی، به عنوان آغاز سالنما به حساب میآمد، و سالها، پس از پادشاهان نامگذاری میشدند. برای مثال، میگفتند: "پنجمین ماه از هفتمین سال حکومت اردشیر". البته در سندهای تخت جمشید كه شامل ۳۰۰۰۰ لوحه گلی به زبان ایلامی و بیش از چند صد متن آرامی بر روی هاونها و دست هاونهاست، نام شاه به هیچ وجه آورده نشده است. در سندهای آرامی كه بسیار به ندرت به ماه اشاره شده است.
اما در سندهای بابلی هخامنشی به نام شاه اشاره شده است: همچون گل نوشتههای بابلی موراشو، اگیبی، و دیگر سندها كه از دوران كورش بزرگ به سپس نگاشته شدهاند. هرچند در آنجا معمولا شاه عنوانی را نیز یدك میكشد.
با آغاز دوره اشکانیان در سال ۲۴۷ پیش از میلاد مسیح، مبدأ سالنمایی تغییر کرد. سندهای روشنی از این دوره در دست است. همچون سفالینههای پارتی نیسا و برخی از نوشتهها چون پوست نوشته اورامان. در نوشتههای اشكانی تقویم بیشتر بر پایه تقویم اوستایی است. نام ماهها برابر با ماههای كنونی بوده است. روزها همان نامهای زردشتی و اوستایی را دارند. در سندها بیشتر به شمارهی سال و به ندرت به نام روز و ماه اشاره شده است. نام پادشاه نیز بسیار به ندرت دیده میشود.
با آغاز دودمان ساسانیان، از نو سالنما به آنچه در دوره هخامنشیان بکار برده میشد تغییر کرد. در دوره یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانیان سال ۶۳۱، به عنوان آغاز تازه سالنمایی ایرانیان برگزیده شد. از آنجایی که هیچ پادشاهی پس از او به پادشاهی نرسید، آن سالنما با نام سالنمایی یزدگردی بکار میرفت.
|