مهمان‌نامه
آریاماز افزون بر خوش آمد گویی از بینندگان ارجمند درخواست می‌کند به مهمان‌نامه این تارنما بیپیوندد و امضای خود را وارد نماید. از بازدید شما به تارنمای آریاماز بسیار سپاسگزاریم..
دانشمندان ایرانی
فهرست دانشمندان ایرانی. دانشمند یا دانش پيشه کسی است که در يکی از شاخه های دانش چيره دست است و از روش علمی برای انجام پژوهش بهره مي برد..
جشن‌های ایرانی
فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. عوامل اصلی شکل گرفتن فرهنگ ایران را می توان در امپراتوری پارس‌ها (هخامنشیان)، دوران ساسانیان، سلطه اعراب، حملات مغول و دوران صفوی جستجو کرد..
ره‌آورد (سوغات)
ره‌آورد یا سوغات به کالایی است که از یک شهر یا منطقه‌ای برای خود یا دوستان و آشنایانی که تا آن زمان به آن شهر نرفته‌اند؛ برای یادگاری می‌خرند. هر شهرِ و منطقه‌ای ره‌آورد ویژه خود را دارد و بردن ره‌آورد در بسیاری از فرهنگ‌ها معمول است و اثرگذار در فرهنگ گردشگری آن‌جا است..
نامهای ناب ایرانی
فهرست نامهای ناب دختر و پسر ایرانی برگفته از کتاب شاهنامه و دیگر اساتید باستانی. بیاییم با گزینش نام ایرانی برای فرزندمان هویت ایرانی خودمان را پایدار نگهداریم.!.
ورزش زورخانه‌ای
ورزش زورخانه‌ای یا ورزش باستانی نام مجموعه حرکات ورزشی با اسباب و بی اسباب و آداب و رسوم مربوط به آن‌هاست که در محدوده تاریخی و فرهنگی ایران از گذشته‌های دور رواج داشته‌است..
گردش مجازی
ایران کشوری در جنوب غربی آسیا در منطقهٔ مشهور به خاورمیانه است. ایران امروزه از قومیت‌های زیادی از جمله :مازندرانی، گیلک، لر، آذری، کرد، بلوچ، ترکمن، عرب و تالشی تشکیل شده‌است. در گردش مجازی آریا ماز زیبایی این مرز پر گهر را بنگرید..
ادیان و مذاهب
دین، باور به موضوعات ایزدی، فراطبیعی، است که یه نیایش و پرستش می‌‌انجامد و بر ایمان مبتنی است. به خود آن پرستش یا نمودهای نهادینه یا فرهنگی آن پرستش یا آمیزه‌ای از این دو نیز دین می‌گویند. به زبانی دیگر دین آن چیزی است که انسان را به‌حقیقت پیوند ‌می‌زند..
بازی و سرگرمی
چندان بازی‌های سرگرمی از نبرد ناو، بیست و یک، شطرنج، تیک تاک تو، چکرز، ... در جهت امتحان هوش بازیکن..
تاریخچه پزشکی
پزشکی دانش شناخت بیماری‌ها، تشخیص و درمان و جلوگیری از بروز آنهاست. آغاز تاریخچه پزشكی در ایران در واقع از دوره ای می باشد كه آریایی ها در زادگاه نخستین خود در نزدیکی خوارزم زندگی می كردند و اولین پزشك آریایی"تریتا" نامیده شده كه در واقع مانند اسكلپیوس برای یونانیان و آسكولاپیوس برای رومیان می باشد..
واژه‌نامه پارسی ناب
چنانچه دوستدار به کارگیری واژه های ناب پارسی هستید از همین امروز کوشش نمایید تا بهتر پارسی سخن بگویید و فراموش نکنید که دیگر هم اندیشان خود را نیز آگاه نمایید تا به پاکسازی زبان زیبایمان که همانا فردوسی بزرگ آن را برایمان به یادگار نهاده است بپردازیم..

کوروش بزرگ

کوروش دوم، نامدار به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد) شاه پارسی، به ‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، بزرگداشت به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و دیگر شناخته شده ‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی کشور ایشان را تسخیر کرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به جایگاه مسح‌شده بدست پروردگار بشمار می‌آوردند، افزون بر آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌‌دانستند.

دوره جوانی

تبار کوروش از سوی پدرش به پارس‌ها می‌‌رسد که برای چند نسل بر انشان (شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیادگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در کرانه ۷۰۰ می‌زیسته است. پس از مرگ او، چیش‌پیش انشان به حکومت رسید. چیشپیش نیز پس از مرگش بدست دو تن از پسرانش کوروش نخست انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه نخست انشان و آرشام فارس، پس از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه نخست با شاهدخت ماندانا (دختر ایشتوویگو پادشاه قبیله ماد و شاهدخت آرینیس لیدیه) ازدواج کرد و کوروش بزرگ فرجام این پیوند بود.

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون، و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح ویژه‌ای نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره چگونگی زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر ماننده افسانه می‌‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس، و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، ایشتوویگو شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. ایشتوویگو تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این جستار سبب شد که ایشتوویگو تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این ایشتوویگو دختر خود را به کمبوجیه نخست به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگ‌های آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها گواهی داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. ایشتوویگو این بار بیش از خواب نخستش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور خواست. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خواب‌هایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ، که وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ کودک را به خانه آورد و داستان را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش درباره سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت روشن است شهبانو با کشنده فرزندش تاب نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند.

چوپان کودک را به خانه برد. هنگامی همسر چوپان به نام سپاکو از داستان آگاه شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد دلیری این کار را نداشت، ولی در پایان خواست همسرش را پذیرفت. پس پیکر مرده فرزندش را به گماشتگان هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان نامدار بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک کس را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازی‌های خود را به دسته‌های گوناگون بخش کرد و برای هر یک بایایی تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه نخست پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود گوشمال دهند. پس از پایان داستان، فرزند آرتم بارس به پدر گله برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را گوشمال دهد. پدرش او را نزد ایشتوویگو برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را مجازات و بدنش را کبود کرده است. شاه چوپان و کوروش را فراخواند و از کوروش پرسید: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که پس از من دارای بزرگترین مقام کشوری است، چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور کیفر او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌‌باشم، اختیار با توست."

ایشتوویگو از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. همچنین بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن کودک دخترش به کوه می‌‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور نیاز را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت کودک یادشده پرسش‌هایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این کودک فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را بپذیرد و دستور داد زیر شکنجه راستش را از وی جویا شوند.

چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای ایشتوویگو آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس ایشتوویگو دستور به فراخوانی هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، چگونگی را پیش‌گمان کرد و در برابر پرسش ایشتوویگو که از او پرسید: "با کودک دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که کودک را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم".

کوروش در دربار کمبوجیه نخست خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت.

دوره قدرت

هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو شورانید و پیروز شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بدست پارس که کشور دست نشانده و باجگزار آن بود، پادشاهی ۳۵ ساله ایشتوویگو پادشاه ماد به پایان رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود. کوروش پس از آنکه ماد و پارس را یکپارچه کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در بجا کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی می‌پذیرد. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای پذیرش این پیشنهاد به اندیشة گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت دشمنانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژ سارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌‌پنداشتند، با صعود شماری از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سرنگون کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته‌ای نیاز به توجه رفتار کوروش پس از شکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و زندانی ننمود، بلکه تا پایان عمر زیر فرمان کوروش زندگی کرد و مردم سارد با وجود آن که کمابیش سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر نگهداشته بودند، مشمول عفو شدند. پس از لیدی کوروش نواحی خاوری را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی میان آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. آرمان راستین کوروش از لشکرکشی به خاور تأمین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سوی خاور ایران آن روزگار حکومتی که بتواند با کوروش به معارض بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی خاور ایران، پهنای سرزمین‌های زیر تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در آغاز پیروزی او بر ماد انجام داده بود براستی پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس نابونید پادشاه بابِل،‌ همانا برجستگی کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.

بابل بدون نگهبان در 22 مهرماه سال 539 ق.م سرنگون شد و تنها محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه زندانی گردید و کوروش برابر عادت در کمال آزادمنشی با وی رفتار کرد و در سال آینده (538 ق.م) هنگامی که او در گذشت سوگواری ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی افزوده شدند رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه ویژه‌ای میان باستان شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و افزون بر آن آزاد کردن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در میان یهودیان به عنوان منجی نامدار گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است .

واپسین نبرد

کوروش در واپسین نبرد خود به آرمان سرکوب اقوام بیابانی سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به کشتن و تاراج می‌پرداختند به سوی شمال خاوری کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه ای بود که لشگریان کوروش باید از آن گذر می‌کردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، شهبانوی سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه گذر کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود گذر کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کوروش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او جنگ در خاک ایران را برگزیند، اما کرزوس امپراتور گذشته لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. برهان او چنین بود که در رخداد نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کوروش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در روبرو اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کوروش این برهان را پذیرفت و از رودخانه گذر کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کوروش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر بزرگ کوروش به ایران بازگشتند.

فرزندان

پس از مرگ کوروش، فرزند بزرگ او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که آرمان لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه دستور کشتن برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کوروش بجز این دو پسر، دارای دو دختر به نام‌های آتوسا و دیگری که بیاد نداریم بود که آتوسا بعدها با داریوش نخست ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

رویدادهای مهم در این روز
  • ۲۹ ژوئيه سال ۱۹۴۱ (۷ مرداد ۱۳۲۰) دولت ايران به هشداری ۱۳ روز پيش انگلستان و شوروي كه اتباع آلمان را كه در خاك ايران بر ضد آن دو كشور فعاليت دارند اخراج كند پاسخ داد و اعلام داشت كه اتباع خارجي در ايران زير كنترل مقامات دولتي هستند و جاي نگراني نبايد وجود داشته باشد.
  • پستخانه ايران در ساختمان تازه خود كه كار ساخت آن شش سال طول كشيد واقع در نخست خيابان سپه (نزديک ميدان توپخانه) در اين روز در مرداد ۱۳۱۲ آغاز بکار کرد.
  •