واژه‌نامه پارسی ناب
چنانچه دوستدار به کارگیری واژه های ناب پارسی هستید از همین امروز کوشش نمایید تا بهتر پارسی سخن بگویید و فراموش نکنید که دیگر هم اندیشان خود را نیز آگاه نمایید تا به پاکسازی زبان زیبایمان که همانا فردوسی بزرگ آن را برایمان به یادگار نهاده است بپردازیم..
تاریخچه پزشکی
پزشکی دانش شناخت بیماری‌ها، تشخیص و درمان و جلوگیری از بروز آنهاست. آغاز تاریخچه پزشكی در ایران در واقع از دوره ای می باشد كه آریایی ها در زادگاه نخستین خود در نزدیکی خوارزم زندگی می كردند و اولین پزشك آریایی"تریتا" نامیده شده كه در واقع مانند اسكلپیوس برای یونانیان و آسكولاپیوس برای رومیان می باشد..
ادیان و مذاهب
دین، باور به موضوعات ایزدی، فراطبیعی، است که یه نیایش و پرستش می‌‌انجامد و بر ایمان مبتنی است. به خود آن پرستش یا نمودهای نهادینه یا فرهنگی آن پرستش یا آمیزه‌ای از این دو نیز دین می‌گویند. به زبانی دیگر دین آن چیزی است که انسان را به‌حقیقت پیوند ‌می‌زند..
ورزش زورخانه‌ای
ورزش زورخانه‌ای یا ورزش باستانی نام مجموعه حرکات ورزشی با اسباب و بی اسباب و آداب و رسوم مربوط به آن‌هاست که در محدوده تاریخی و فرهنگی ایران از گذشته‌های دور رواج داشته‌است..
نامهای ناب ایرانی
فهرست نامهای ناب دختر و پسر ایرانی برگفته از کتاب شاهنامه و دیگر اساتید باستانی. بیاییم با گزینش نام ایرانی برای فرزندمان هویت ایرانی خودمان را پایدار نگهداریم.!.
جشن‌های ایرانی
فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. عوامل اصلی شکل گرفتن فرهنگ ایران را می توان در امپراتوری پارس‌ها (هخامنشیان)، دوران ساسانیان، سلطه اعراب، حملات مغول و دوران صفوی جستجو کرد..
دانشمندان ایرانی
فهرست دانشمندان ایرانی. دانشمند یا دانش پيشه کسی است که در يکی از شاخه های دانش چيره دست است و از روش علمی برای انجام پژوهش بهره مي برد..
مهمان‌نامه
آریاماز افزون بر خوش آمد گویی از بینندگان ارجمند درخواست می‌کند به مهمان‌نامه این تارنما بیپیوندد و امضای خود را وارد نماید. از بازدید شما به تارنمای آریاماز بسیار سپاسگزاریم..
ره‌آورد (سوغات)
ره‌آورد یا سوغات به کالایی است که از یک شهر یا منطقه‌ای برای خود یا دوستان و آشنایانی که تا آن زمان به آن شهر نرفته‌اند؛ برای یادگاری می‌خرند. هر شهرِ و منطقه‌ای ره‌آورد ویژه خود را دارد و بردن ره‌آورد در بسیاری از فرهنگ‌ها معمول است و اثرگذار در فرهنگ گردشگری آن‌جا است..
بازی و سرگرمی
چندان بازی‌های سرگرمی از نبرد ناو، بیست و یک، شطرنج، تیک تاک تو، چکرز، ... در جهت امتحان هوش بازیکن..
گردش مجازی
ایران کشوری در جنوب غربی آسیا در منطقهٔ مشهور به خاورمیانه است. ایران امروزه از قومیت‌های زیادی از جمله :مازندرانی، گیلک، لر، آذری، کرد، بلوچ، ترکمن، عرب و تالشی تشکیل شده‌است. در گردش مجازی آریا ماز زیبایی این مرز پر گهر را بنگرید..

محمدرضا شاه

محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ در تهران- درگذشتهٔ ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ در قاهره) از ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱ تا بروز انقلاب ایران در ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ پادشاه ایران بود. او با بروز انقلاب ایران برکنار شد و از این رو واپسین شاه نظام سلطنتی در ایران بدیده می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.

جوانی و ولیعهدی

پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.

سال‌های آغاز سلطنت

در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بدست نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به افریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا در آغاز قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی هنگامی آشکار شد که او فارسی نمی‌داند سرانجام با هماهنگی شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، واپسین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در واگذاری سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه میان آمریکا، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، همچونان، خروج متفقین پس از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.

پس از فروغی علی سهیلی نخست‌وزیر شد و پس از او احمد قوام (قوام‌السلطنه) به این مقام رسید. محمدرضاشاه و دربار او پذیرایی با قوام نداشتند و کوشش در برکناری او کردند. رویداد ۱۷ آذر ۱۳۲۱ به تحریک دربار و علیه نخست‌وزیری قوام ترتیب داده شد که طی آن شماری در جلوی مجلس برای اعتراض به وضع نان جمع شدند و سپس به مدت دو روز مغازه‌ها را تاراج کردند و به خانه قوام حمله کردند. محمدرضاشاه در این روزها از نداشتن اختیار شکایت داشت و کوشش چندانی در تقویت ارتش و نگهداری نفوذ خود بر آن می‌کرد. در این دوران شاه از راه ستاد ارتش امور ارتش را زیر نفوذ داشت و وزیر جنگ با نظر شاه انتخاب می‌شد.

پس از قوام دوباره سهیلی نخست‌وزیر شد. در همین دوران حزب توده که با استفاده از آزادی نسبی پس از دیکتاتوری رضا شاه تشکیل شده بود به نیروی موثری در صحنه سیاسی ایران تبدیل می‌شد. پیروزی‌های ارتش سرخ شوروی در برابر آلمان و بویژه پیروزی در نبرد استالینگراد محبوبیت حزب را در ایران افزایش داده بود.

در اسفند ۱۳۲۲ مجلس چهاردهم که تازه تشکیل شده بود به محمد ساعد (ساعدالوزاره) رأی تمایل داد و او نخست‌وزیر شد. در دوره او بود که درخواست امتیاز نفت شمال ایران از سوی شوروی در میان آمد. رد این درخواست از سوی دولت ساعد با مخالفت شدید حزب توده روبرو شد و در عین حال توجه مردم ایران را به مسئله نفت به دنبال داشت و دوره‌ای را آغاز کرد که به نهضت ملی شدن نفت ایران نامدار است.

با استعفای ساعد مرتضی‌قلی بیات (سهام‌السلطان) نخست‌وزیر شد. در دوره نخست‌وزیری او بود که دکتر مصدق طرحی به مجلس داد که مذاکره درباره نفت را تا پایان اشغال ایران برای دولت ممنوع می‌کرد. بیات پس از مدتی با رای عدم اعتماد مجلس کنار رفت و در اردیبهشت ۱۳۲۴ ابراهیم حکیمی (حکیم‌الملک) نخست‌وزیر شد ولی به سرعت جای خود را به محسن صدر (صدرالاشراف) داد.

در دوره نخست‌وزیری صدر جنگ جهانی دوم به‌پایان رسید و نیروهای بریتانیا و امریکا طبق مفاد پیمان سه‌جانبه ایران را ترک کردند. اما نیروهای شوروی همچنان در ایران بازماندند. در شهریور ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان خواستار خودمختاری آذربایجان شد.

پس از صدر دوباره ابراهیم حکیمی چند ماهی نخست‌وزیر شد. در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ دولت ملی آذربایجان رسما در تبریز اعلام موجودیت کرد و پیشه‌وری خود را نخست‌وزیر این دولت اعلام کرد.

پس از حکیمی دوباره احمد قوام نخست‌وزیر شد و بی‌درنگ برای مذاکره در مورد مسئله آذزبایجان به مسکو رفت. قوام با پیمان‌‌هایی که در مورد نفت شمال به شوروی داد پذیرش آنان را با تخلیه ایران به دست آورد. در عین حال او چهار نفر از سران حزب توده را در کابینه خود جا داد. تصمیم دولت قوام به گسیل نیرو به آذربایجان هم‌زمان با پیشنهاد شوروی به فرقه دموکرات به پست‌‌نشینی به نابودی «دولت ملی آذربایجان» و گریختن رهبران آن به شوروی انجامید. شاه با همکاری سران ارتش و به‌ویژه رزم‌آرا در این روندها خودی نشان داد و بر توانایی‌های ارتش تاکید کرد.

در آستانه انتخابات دوره پانزدهم دکتر مصدق و شماری از هم‌فکرانش برای درخواست آزادی انتخابات در دربار متحصن شدند. شاه در خرداد ۱۳۲۶ سفری به آذربایجان کرد و طی آن خود را به‌عنوان نجات دهنده آذربایجان شناسایی داد. در این دوره شاه کوشش داشت که با افزایش اختیارات خود و ارتش، قوام را برکنار کند. سرانجام مجلس به قوام رأی اعتماد نداد و دوره نخست‌وزیری او به پایان رسید.

پس از قوام باز هم حکیمی مدتی نخست‌وزیر شد و پس از بیست و سه هفته جای خود را به عبدالحسین هژیر داد که از پشتیبانی شاه و دربار، به ویژه شاهدخت اشرف پهلوی برخوردار بود. شاه در این زمان سفری به اروپا کرد و در انگلیس مذاکراتی برای دریافت کمک‌های نظامی با مقامات انگلیس داشت. شاه همچنان بر تقویت ارتش و افزایش اختیارات مقام سلطنت پا می‌فشرد و خواستار دگرگونی قانون اساسی شده بود.

در سال ۱۳۲۷ شاه رسما از همسر نخست خود فوزیه جدا شد.

پس از هژیر ساعد نخست‌وزیر شد. در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران به شاه تیراندازی شد ولی او با آنکه زخمی شد جان به‌در برد. پس از آن حزب توده غیرقانونی اعلام شد و شماری دستگیر شدند و آیت‌الله کاشانی تبعید شد و جو برای تأمین نظر شاه در افزایش اختیارات مساعد شد. دولت انتخابات مجلس موسسان را در شرایط حکومت نظامی برگزار کرد. مجلس موسسان با دگرگونی اصل ۴۸ قانون اساسی اختیار انحلال مجلسین را به شاه تفویض کرد.

در این دوره مذاکراتی میان نویل گس، از مقامات شرکت نفت ایران و انگلیس، و عباسقلی گلشائیان، وزیر دارائی دولت ساعد انجام شد و حاصل آن قراردادی بود که به قرارداد الحاقی گس-گلشائیان نامدار شد. برابر این قرارداد، حق امتیاز ایران از نفت جنوب افزایش می‌یافت ولی در عین حال قرارداد اصلی یعنی قرارداد ۱۹۳۳ دگرگون نمی‌کرد بلکه برپایه قانونی استواری قرار می‌گرفت.

دکتر مصدق اگرچه در دوره پانزدهم در مجلس حضور نداشت ولی به ‌کمک نمایندگانی از جبهه ملی مثل حسین مکی، مظفر بقائی و ابوالحسن حائری‌زاده توانست از تصویب آن جلوگیری کند و عمر مجلس پانزدهم به ‌پایان رسید. شاه در این دوره به مقامات بریتانیا اطمینان می‌داد که اگر با اصلاحات او و افزایش اختیاراتش موافقت کنند قرارداد الحاقی نیز به تصویب خواهد رسید. او بر اعمال نفوذ دربار و ارتش برای جلوگیری از انتخاب نمایندگان مخالف قرارداد در مجلس شانزدهم حساب می‌کرد.

با آغاز انتخابات و روشن شدن اعمال نفوذهای وسیع در روند آن، دکتر مصدق با شماری از هم‌فکرانش در اعتراض به وضع انتخابات در دربار متحصن شدند. شاه با بیزاری آنان را در کاخ پذیرفت ولی اعتراض آنان به انتخابات را نپذیرفت. دکتر مصدق و همراهانش در این تحصن جبهه ملی ایران را پایه گذاشتند که در سال‌های آینده نقش موثری در صحنه سیاسی ایران داشت. دکتر مصدق و چند تن دیگر از جبهه ملی در انتخابات مجلس شانزدهم (پس از ابطال صندوق‌های تهران و رأی‌گیری دوباره) به مجلس راه یافتند.

در همین دوره عبدالحسین هژیر که پس از نخست‌وزیری مدتی عملا و سپس رسما وزیر دربار بود به دست فدائیان اسلام کشته شد و این ضربه‌ای به دربار و شاه بود. مجلس شانزدهم پس از انعقاد به ساعد (که شاه دوباره بدون رای تمایل مجلس او را گماشته بود) رای اعتماد نداد و دوران نخست‌وزیری او به ‌پایان رسید، بدون اینکه بتواند قرارداد الحاقی را که دربار و دولت بریتانیا به تصویب آن نظر داشتند به تصویب برساند.

پس از ساعد، علی منصور با پشتیبانی روشن سفارت و شخص سفیر بریتانیا یعنی لوروژتل، نخست‌وزیر شد. انگلیسی‌ها او را قادر به پذیرفتن قرارداد الحاقی به مجلس می‌دانستند. منصور نیز بدون رای تمایل به نخست‌وزیری رسید و شاه به این ترتیب می‌خواست بر اختیارات خود تاکید کند.

در ۴ خرداد ۱۳۲۹ دکتر مصدق در نطقی مجلس موسسان را غیرقانونی خواند و به شاه اندرز داد که از اقدامات خلاف قانون اساسی دوری کند. وی همچنین از پادرمیانی‌‌های دربار و اشرف پهلوی و رئیس ستاد ارتش در امور سیاسی کشور انتقاد کرد. او همچنین طرحی را برای تصویب پیشنهاد کرد که تصمیمات مجلس موسسان بی‌اعتبار شوند ولی این طرح تصویب نشد. احمد قوام نیز با انتشار نامه سرگشاده‌ای به ‌شدت از شاه و تمایل او به دریافت اختیارات بیشتر انتقاد کرد. حکیمی که اینک وزیر دربار بود نامه تندی در پاسخ به قوام فرستاد. براستی پادرمیانی‌‌های شاه و دربار در امور سیاسی ایران و نیز فساد دربار (اعم از مالی و غیره) در جامعه آنان را ننگ ساخته بود و برخی سیاستمداران از این موضوع برای دریافت وجهه استفاده می‌کردند. شاه به‌ویژه در این دوره از جبهه ملی بیمناک بود و براساس اسناد وزارت خارجه انگلستان بارها به شپرد سفیر نوین بریتانیا از جبهه بدگویی می‌کرد. در یک مورد گفته بود که او جبهه ملی را از حزب توده خطرناکتر می‌داند.

منصور برای گراییدن نمایندگان به خواسته‌های جبهه ملی با نظر مساعد برخورد می‌کرد. همچنین او آیت‌الله کاشانی را که پس از ترور شاه به لبنان تبعید شده بود به ایران دعوت کرد. سرانجام منصور قرارداد الحاقی را به مجلس تقدیم کرد ولی نظری در پزیرش با آن ابراز نکرد و خواست که مجلس قرارداد را بررسی کند. بریتانیا که تردید منصور در دفاع از قرارداد را دید با نظر مثبت به نخست‌وزیری سرلشکر رزم‌آرا تمایل نشان داد. منصور در ۵ تیر ۱۳۲۹، به شرط گسیل به رم در سوی سفیر ایران در ایتالیا، استعفا کرد.

در سال ۱۳۲۹ شاه با همسر دوم خود ثریا اسفندیاری ازدواج کرد.

رزم‌آرا که در ارتش به‌خاطر سخت‌کوشی و مدیریت خود صاحب نامی بود وارد سیاست شده بود و با برپایی پیوند با محافل سیاسی به ویژه اشرف پهلوی امیدوار به نخست‌وزیری بود. شاه و بریتانیا نیز می‌خواستند که فرد مؤثری که از اقدامات گوناگون نترسد نخست‌وزیر شود و کار قرارداد الحاقی را پایان دهد.

بار دیگر شاه بدون رای تمایل مجلس نخست‌وزیر نوین، یعنی رزم‌آرا را گماشت. دکتر مصدق و جبهه ملی به‌شدت با او مخالفت کردند ولی او توانست رای اعتماد از مجلس را به دست آورد. رزم‌آرا زیر فشار بریتانیا از مجلس خواستار تصویب قرارداد الحاقی شد ولی مخالفت مصدق و جبهه ملی بجای این کار به درمیان شدن پیشنهاد ملی شدن نفت در سراسر ایران انجامید. موضوع منحل برچیددن مجلس به دست شاه برای باز کردن دست رزم‌آرا نیز در میان هواداران بریتانیا درمیان بود ولی شاه که دیگر از قدرت گرفتن رزم‌آرا و احتمال سرنگونی خود به دست او بیم‌ناک شده بود به مخالفان او پیوست. رزم‌آرا که از تصویب قرارداد الحاقی مایوس شده بود بدون اینکه اعلام کند می‌خواست با پشتیبانی نمایی از اندیشه ملی شدن نفت قرارداد نوینی را پیشنهاد کند که عملا حق امتیاز ایران را به ۵۰ درصد می‌رساند. ولی مقامات شرکت نفت ایران و انگلیس به شدت با این فکر مخالفت کردند. رزم‌آرا در ۱۳ اسفند ۱۳۲۹ آنسان که پیداست به دست یکی از اعضای فدائیان اسلام کشته شد، اگر چه هنوز روشن نیست که چه کسانی براستی در کشتن او دست داشتند.

پس از کشته شدن رزم‌آرا، شاه باز هم بدون دریافت رأی تمایل مجلس، حسن علا را به نخست‌وزیری برگزید. علا پس از چند روز ناگهان استعفا کرد و شاه آماده بود تا سید ضیاءالدین طباطبائی را به نخست‌وزیری برگمارد. گفته می‌شد که شاه با انحلال مجلس و سید ضیاء با دستگیری مخالفان جلوی روند ملی شدن نفت را خواهند گرفت. در نشستی در مجلس شورای ‌ملی، جمال امامی به مصدق پیشنهاد نخست‌وزیری کرد، با این فکر که او نخواهد پذیرفت و سپس سید ضیاء نخست‌وزیر خواهد شد. براستی سید ضیاء هم‌زمان با این نشست نزد شاه بود و آماده بود تا با رأی تمایل مجلس نخست‌وزیر شود. ولی دکتر مصدق نخست‌وزیری را پذیرفت و نقشه‌های شاه و انگلیسی‌ها و سید ضیاء و دیگران عملی نشد.

قدرت شاه در دوره نخست‌وزیری مصدق روزبه‌روز کمتر می‌شد و همه کوشش‌های او و دربار با اقدامات متقابل مصدق خنثی می‌شد. به خاطر محبوبیت مصدق و فرمان ملی شدن نفت، شاه نیز در رو از او پشتیبانی می‌کرد ولی عملا در برکناری او می‌کوشید.

کودتای ۲۸ مرداد

در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) سازمان‌های جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده امریکا با کودتا، دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهلوی را که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندند.

پس از کودتا

پس از کودتای ۲۸ مرداد شاه به امریکا نزدیکتر شد. دولت آیزنهاور نیز با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، مذاکرات مربوط به قرارداد نفت میان ایران و نمایندگان شرکت‌های بزرگ نفتی جهان آغاز شد و سرانجام قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. در این قرارداد که به قرارداد امینی-پیج نیز نامدار شده ‌است بروارونه قانون ملی شدن نفت ایران باز هم اکتشاف و استخراج و فروش نفت به دست شرکت‌های خارجی سپرده شد و ایران به دریافت حق امتیاز (با نام مبهم «پرداخت اعلام شده») اکتفا کرد.

در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، در آستانهٔ سفر ریچارد نیکسون، معاون آیزنهاور به تهران، تظاهراتی در دانشگاه تهران در اعتراض به قرارداد کنسرسیوم و سفر نیکسون رخ داد و در آن سه نفر از دانشجویان کشته شدند. شاه که از قدرت گرفتن زاهدی بیمناک بود، سرانجام او را کنار گذاشت و حسین علا را به نخست‌وزیری منصوب کرد. کسی که به رغم گرایش آشکار به سیاست‌های انگلستان، چندی در همراهی با قوام به امریکا نزدیک شده بود. علا به سبب نرمش در موضعگیری‌ها، برای چنین روزی مناسب می‌نمود.

پس از انعقاد قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۳۳۳ و برکناری دولت کودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه که گمان می‌کرد تنها راه غلبه بر مشکلات داخلی و بحران‌های منطقه‌ای نظامی‌گری است و اقتصاد نفتی ایران را به گسترش تشکیلات نظامی و خرید تسلیحات هدایت کرد. حسین علاء که واپسین حلقه از رجال قاجار دیده می‌شد برای چنین روزی برگزیده شده بود.

در آن سال‌ها بیش از آنکه امریکا از نفوذ شوروی در خاورمیانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترک اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. برای پیشگیری از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ایران می‌بایست در رأس پیمان نظامی باشد؛ «پیمان بغداد» (که بعدها با خروج بغداد از آن به «پیمان سنتو» برجستگی یافت). کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان زیر دیدبان انگلستان اعضای پیمان بغداد بودند.

پس از علا، دکتر منوچهر اقبال به نخست‌وزیری رسید. او که همیشه از نزدیکان دربار بود و اغلب خود را «چاکر اعلیحضرت» می‌خواند به تقویت دربار و افزایش قدرت شاه و زیر پا گذاشتن آنچه از سنت‌های مشروطیت بازمانده بود کمک کرد. در این دوره شاه به قدرت کامل سیاسی در ایران دست یافت و تمام مخالفان خود را آرام یا سرکوب کرد. راه اندازی سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامدار به «ساواک» با کمک امریکا و اسرائیل نقش مهمی در سرکوب‌ها و نیز گسترش نارضایتی داشت. دوباره انتخابات، همچون دوره رضاشاه، بر اساس فهرست تائید شده بدست شاه انجام گرفت.

در عین حال شاه به مدرنیزه کردن ایران پرداخت و مراکز علمی و فرهنگی کشور را گسترش داد. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی همچون تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.

انقلاب سفید

محمد رضا شاه پهلوی در ژانویه سال ۱۹۶۲ به انجام اصلاحاتی پرداخت که بعدها به طور رسمی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» نام گرفت. روشنفکران و بخشی از روحانیت شیعه که با شیوه حکومت شاه مخالف بودند به مبارزه جدی با او برخاستند.

خدمات محمدرضا شاه پهلوی

انقلاب و ترک ایران

آیت‌الله خمینی روحانی شیعه مشکلات چندانی را برای دولت امریکا و حکومت شاه به وجود آورد. خمینی مردم را به شورش فراخواند. شاه برای نگهداری امنیت در کشور به اقداماتی دست زد که حکومت را دچار خطر کرد. به دستور شاه، خمینی از عراق به پاریس تبعید شد. درگیری حکومت شاهنشاهی با مردم به اوج خود رسید. سرانجام انقلاب مردم به رهبر خمینی او را به ترک ایران وادار کرد.

پایان زندگی

شاه که خواهان حمله ارتش به تظاهر کنندگان نبود به رو برای درمان پزشکی به ایالات متحده امریکا رفت. واکنش گروه «دانشجویان خط امام» تصرف سفارت‌ امریکا بود. آنها بسیاری از کارمندان امریکایی را به گروگان گرفتند. پس از تایید این کار بدست خمینی، دولت ایران اعلام کرد که تا زمانی که امریکا، شاه را برای محاکمه واگذار نکند گروگان‌ها آزاد نخواهند شد.

شاه پس از خروج از بیمارستان در آغاز به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت. او در سن ۶۱ سالگی در ۵ مرداد ۱۳۵۹ (۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰) در اثر بیماری سرطان غدد لنفاوی در مصر درگذشت. پیکر وی همینک در مسجد الرفاعی مصر و به طور موقت بخاک سپرده ‌است. گفتنی است که همه ساله مراسم یادبودی بدست دوستداران او در مسجد الرفاعی مصر برگذار می‌شود که در آن اعضا خاندان سلطنتی ایران نیز شرکت می‌کنند.

رویدادهای مهم در این روز
  • ۲۹ ژوئيه سال ۱۹۴۱ (۷ مرداد ۱۳۲۰) دولت ايران به هشداری ۱۳ روز پيش انگلستان و شوروي كه اتباع آلمان را كه در خاك ايران بر ضد آن دو كشور فعاليت دارند اخراج كند پاسخ داد و اعلام داشت كه اتباع خارجي در ايران زير كنترل مقامات دولتي هستند و جاي نگراني نبايد وجود داشته باشد.
  • پستخانه ايران در ساختمان تازه خود كه كار ساخت آن شش سال طول كشيد واقع در نخست خيابان سپه (نزديک ميدان توپخانه) در اين روز در مرداد ۱۳۱۲ آغاز بکار کرد.
  •