|
مسیحیت
مسیحیت بطور کلی به سه گرایش بزرگ کاتولیک، ارتودوکس و پروتستان تقسیم شده است که گرایشهای کوچک و زیادی نیز از آنها شاخه میگیرند.
مسیحیت آغازین
شماری از مذاهب در طول سدههای دوم و سوم میلادی در سراسر امپراتوری روم، پیروانی را برای خود جلب کردهاند. مراسم نیایش ایسوس و میتراپرستی طرفداران زیادی داشت، اما مهارت سنت پل (پل مقدس) در تبلیغ کمک کرد تا مسیحیت بگونه مذهب اصلی مردم روم، در دوران او در آید. مسیحیان بیشتر بدست امپراتوران رومی مورد شکنجه شدیدی قرار میگرفتند، اما سرانجام مسیحیت به عنوان دین رسمی این امپراتوری پذیرفته شد.
امپراتوری روم در مقابل دینهایی که با آیین رسمی و خدایان رومی در جنگ نبودند و یا تقدیس امپراتور را به زیر سؤال نمیبردند، با آزاد اندیشی و تحمل برخورد میکرد. دین ملی رومیها قدری سرد و بی جان بود و تعجبی ندارد که دینهای دارای جنبههای روحانی و احساسی بیشتربودند، محبوبیت بیشتری پیدا کردند.
مخالفان
نخستین گروه مسیحیان از دیدگاه پاگانها (کسانی که خدایان انبوه را میپرستیدند) مورد تردید بودند. دلیل این مسئله آن بود که آنها تصور میکردند مسیحیان برای برگزاری «جشنهای انس» و آدمخواری، جلسات سری تشکیل میدهند. چرا که گوشت حیوانات قربانی شده در معبد پاگانها (کافران بت پرست) را خریداری نکرده و همچنین در تفریحات عمومی وحشیانه، شرکت نمیکردند. یهودیان و به ویژه روحانیون یهودی، از مخالفین درجه یک مسیحیت و گسترش آن به شمار میرفتند. روحانیون یهودی در منطقه یهودیه و دیگر مناطق یهودی نشین آن زمان تنها قدرتهای رسمی و پذیرفته شده سیاسی به شمار میآمدند. آموزش مسیح و اقدامات عملی او، در آغاز این صاحبان قدرت را شگفت زده مینمود. این آموزش بطور کلی و ریشهای مذهب مورد قبول و پذیرفته شدهای را که سالها در میان مردم آن منطقه گسترش داشت و اصولاً پایه قدرت سیاسی روحانیون به شمار میآمد، مورد تردید قرار میداد. افزون بر این آموزش بسیاری از رسوم و قوانینی را که روحانیون یهودی صرفاً برای نگهداری و تثبیت قدرت و همچنین توجیه نیازمندی وجود خود با آیین یهود با هم آمیخته را از اعتبار ساقط مینمود. نگرانیهایی که این مسائل در میان قدرتمندان یهود ایجاد مینمود، مایه شد که به مقابله با این حرکت برخیزند. دولت حاکمه بر منطقه در آن زمان، (که بدست امپراطور قیصر روم گماشته میشد) به خاطر مسائلی از قبیل نفوذ بیشتر در میان مردم، نگهداری هماهنگی منطقه و جلوگیری از ایجاد آشوب و مسایلی از این دست، با روحانیون یهود که در میان مردم صاحب قدرت سیاسی و معنوی بودند؛ گونهای رابطه دو طرفه و مسالمت آمیز داشت. مأموران دولتی به خاطر نگهداری امنیت، با رایزنی روحانیون هر چند گاه یکبار مسیحیان را مورد آزار قرار میدادند. بسیاری از مسیحیان شکنجه شده مردند. اما به هر حال، با این شکنجه و آزار فراوان، مسیحیت به گسترش خود ادامه داد.
دوران آشوب
در دوران آشوب بزرگ، که امپراتوری روم مورد تهدید حملهٔ بربرها و امپراتوری ایران قرار داشت، همه امپراتورها درجستجوی خدایی قدرتمند برای کمک به دفع بلا از روم، بودند امپراتور دیوکلتیانوس (۲۴۵ ـ ۳۱۳ میلادی)، میترا،الههٔ نور ایرانیان را به عنوان خدای خود اعلام کرد، که از امپراتوری پشتیبانی و نگهداری کند. امپراتور کنستانتین (۲۸۰ ـ ۳۳۷) خدای مسیحیت را گزینش نمود.
کنستانتین
در سال ۳۱۲، کنستانتین در حالی که به طرف روم میرفت تا آن را از رقیب پس بگیرد، اعلام کرد که نشان مسیحی را روی خورشید دیده است و جملهٔ «شما با این علامت پیروز خواهید شد»، را به لاتین روی آن خوانده است. روی پل میلویان بر روی رودخانهٔ تیبر، ارتش کنستانتین، به پیروزی رسید. در مدت کوتاهی، مسیحیت به عنوان مذهب رسمی امپراتوری روم، جایگاه خود را تثبیت کرد.
مسیحیت در اروپا و امپراتوری روم
بانی انتشار مسیحیت در اروپا پولس (سنت پل) بود. این شخص که در آغاز از مخالفین سرسخت مسیحیان بود و از مأمورین شایسته دربار روم در زمینه آزار مسیحیان به شمار میرفت، پس از برخورد فرا طبیعی خود با مسیح (در راه جاده دمشق) کاملاً متحول گردید. او سپس پیرو مأموریتی که خود عیسی مسیح در همان برخورد ماورایی به او محول نمود به جمع شاگردان مسیح پیوست و سفیر مسیح برای غیر یهودیان گردید. پولس رسالههای خود را (نامههایی به اقوام گوناگون در شرح چیستی مسیحیت و ارتباط با نخستین کلیساها) پس از افزایند مسیح به آسمان نگاشت. در این نامهها او عقاید کلی مسیحیت را در مورد فلسفه زندگی، مژدههای آمدن مسیح پیش از پیدایش او (در کتب عهد عتیق)، تفاوت ایمان و شریعت (مجموعه دستوراتی که خداوند برای نخستین بار در زمان موسای پیامبر برای نوع بشر وضع نمود و در کتاب تورات مکتوب است)، آموزههای مسیح در مورد مهر و دیگر آموزههای اخلاقی، خداوند بودن عیسای ناصری (برابری عیسای مسیح با ذات خداوند) و مسائلی از این دست را بیان داشته است. بزرگترین پیشآمدی که در سده چهارم میلادی رخ داد، موضوع طرفداری کنستانتین امپراتور روم از مسیحیان در سال ۳۱۳ میلادی بود.
کتاب مقدس
«کتاب مقدس» مرکب از «عهد عتیق» و «عهد جدید» است.
عهد عتیق
نام این بخش از کتاب مقدس یعنی «عهد عتیق» بر وارونه معنایی که از واژه «عهد» در زبان فارسی برداشت شده (یعنی عهد به مفهوم یک دوره زمانی) به معنای «دوره کهن» نیست. این عبارت به معنی دقیق به عهد و پیمانی اشاره میکند که خداوند با ابراهیم بست. مفهوم کلی این پیمان این بود که خداوند او را برگزید تا نخستین انسان پس از آدم باشد که با او ارتباط نزدیک برقرار نماید و او نیز به خداوند ایمان آورد. خداوند همچنین وعده ازدیاد نسل را به وی داد که مدتی بعد بدست اسحاق (همان پسر که ابراهیم او را برای قربانی کردن به کوه برد) عملی گردید. خداوند همچنین نشانهای برای این عهد و پیمان مقرر نمود که آن بریدن بخشی از پوست افزونی آلت تناسلی مردانه (ختنه) میباشد. این بخش از «کتاب مقدس» شامل: شرح چگونگی خلقت جهان و نوع بشر و سپس شرح زندگی و ارتباطات روحانی نخستین پیامبران از ابراهیم به بعد میباشد. این بخش با کتاب پیدایش آغاز میشود و پس از چند بخش که حاوی توضیحات کلی در مورد زندگی پیامبران پس از ابراهیم است، کتاب تورات و سپس کتب پیامبران پس از موسی را شامل میشود. دو بخش متفاوت نیز در کتاب عهد عتیق وجود دارد که به اشعار دو پیامبر یعنی داوود و سلیمان نبی میپردازد. این دو کتاب به ترتیب «مزامیر داوود» و «امثال سلیمان» نام دارند. بخش قابل توجهی از اشارات به آمدن مسیح در آینده، در کتاب «مزامیر داوود» - که حاوی گفتگوی داوود نبی با خداوند و نیز سخنانی که داوود به هدایت روح و وحی خداوند میگوید (در قالب بیش از ۵۰۰ قطعه شعری)- آمده است. عهد عتیق رویهم رفته شامل ۳۹ کتاب میباشد.
عهد جدید
نام این بخش (عهد جدید) نیز همانند توضیحی که درباره «عهد عتیق» داده شد به یک پیمان اشاره دارد که آغازگر دوره نوینی از ارتباط خداوند و نوع بشر میباشد. مفهوم این پیمان برداشتن شریعتی که خداوند به وسیله موسی مقرر کرده بود از زندگی بشر و بخشش کلیه گناهان انسان به وسیله ایمان به خداوند بود. نشانه و در حقیقت اصل محوری این پیمان بخشش کلیه گناهان به واسطه قربانی شدن عیسی مسیح (یعنی صورت بشری خداوند) میباشد.
|