|
آیین مانی
مانیگرایی ترکیبی است از آیینهای مسیحیت، بودایی و زرتشتی که مانی آن را بنیان گذاشت، مانی بر این عقیده است که جهان بر پایه روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که خوبی و بدی وجود دارد، همچنین پیروان این آیین باور دارند که در نهایت روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا میگیرد. این آیین در ایران دوران ساسانیان بویژه در دوره پادشاهی یکساله هرمز هواخواهان و پیروانی داشته است. پیش از چیرگی اعراب بر ایران و سرنگونی دودمان ساسانی، پیروان مانی در زمان بهرام محکوم به مرگ گشتند و بسیاری از آنان ناچار از ایران کوچیدند.
مانویان در ثبت و نوشتن آثار دینی خود بسیار فعال بودند. به دنبال کشتار پیروان مانی تعداد بسیاری از مانویان به ترکستان شرقی در غرب چین کنونی کوچ نهادند و تأثیر بسیاری در معتقدات دینی این منطقه داشتهاند. بنا به نوشته بیرونی مورخ سده یازده میلادی تعداد بسیاری از ترکهای شرقی، چینیها و تبتیها به این دین گرویدند. تا کنون شمار زیادی از دستنوشتههای مانوی به زبانهای پارسی میانه و دیگر زبانها پدیدار شده است.
محققان و مستشرقان در دوره اخير تحقيقات زيادى درباره مانى و دين او كردهاند.آقاى تقىزاده يكى از محققان طراز نخست در اين موضوع به شمار مىرود. براى اينكه نمونهاى به دست داده باشيم، انگردی از بيانات وى را در اين باره یاد مىكنيم. مىگويد:
«...دين مانى بر دو اصل يعنى خير و شر يا نور و ظلمت و سه دور يعنى ماضى و حال و استقبال مبنى است.منشا كلى و اصلى وجود و در واقع خداى بزرگ دو تاست،كه يكى را نور و ديگرى را ظلمت مىناميم.در منابع ايرانى اين دو اصل را«دوبن»ناميدهاند.در بدو امر يعنى در ازل و قبل از حدوث خلقت و دنيا اين دو اصل جدا و مستقل و منفك از هم بودند كه آندو را مانويان ماضى مىنامند.قلمرو نور در بالا و منبسط به شمال و مشرق و مغرب بوده و مقر ظلمت در پايين و ممتد در جهت جنوب بود،و اگر چه با هم،هم حدود بودند سرحد فاصلى داشتند و تماسى در كار نبود.بنابر بعضى بيانات از قسمت جنوبى فضا نيز يك ثلث متعلق به نور بوده و لذا وسعت قلمرو نور پنجبرابر قلمرو ظلمتبود.هر يك از اين دو اصل در قلمرو خود ساكن و آرام قرار داشتند.عالم نور داراى تمام صفات خوب بود و نظم و صلح و فهم و سعادت و سازش در آنجا حاكم بود،ولى در عالم ظلمت اغتشاش و بى نظمى و كثافت مستولى بود. گاهى اين دو اصل را به عنوان دو درخت ناميدهاند:يكى را درختحيات و ديگرى را درخت مرگ.در قلمرو نور پدر عظمتحكمران است و در قلمرو ظلمت پادشاه تاريكى.قلمرو نور از پنج ناحيه و مسكن به وجود آمده كه پنج عضو خدا يعنى هوش و فكر و تامل و اراده و ائونهاى بى شمار(موجودات جاويد و مظاهر خدا)در آن ساكن هستند.قلمرو ظلمت هم از پنج طبقه روى همديگر به وجود آمده كه از بالا به پايين عبارت است از دود پايه و آتش بلعنده و باد مخرب و آب لجنى و ظلمات.»
|
|