پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک
آيين زرتشت
زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت (در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین») نام رهبر دینی ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستارهشناس دانسته شده است. برخی پژوهشگران بر این باورند که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بوده است ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاههای فراوانی وجود دارد. برآوردها از هزاره نخست تا هزاره دوم پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در خاور ایران در نزدیکی دریاچه آرال دانستهاند که احتمال این که از خاور ایران بوده باشد بیشتر است. پس از اعلام رهبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال خاوری ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ (واقع در شمال افغانستان امروز) شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسبشاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور برابر با یازدهم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.
معنی نام زرتشت
بیشتر از ده گونه برای نام زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زرهدست و زرههشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر مینامد و گاه نیز نام خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده میشود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» یاد میشود. البته این نام خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان میگویند. آنسان که پیداست معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است.
از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کرده است. دینون یونانی آنرا به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده است. آنچه که روشن است این است که این نام مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است. انواع و اقسام معنی برای آن درست کردهاند که شرح همه آنها مایه طول کلام خواهد شد. البته بیشترینه تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیکتری هستند. بارتولومه جزء نخست را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کردهاست. شاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است. البته «زرات» به معنی پیر آمده است ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد مایه اختلاف نظر شده است.
در جزء دوم این نام اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ گمانی نیست که نام رهبر دینی مانند بسیاری از نامهای کهن ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی میدهد و به همان معنی است که امروز در فارسی میباشد. مانند فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است. نام پدر زرتشت پوروشاسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ. پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را میدهد.
پیامهای او به وسیلهٔ سرودههایش که گات یا گاهان نامیده میشوند به ما رسیده است.
تبار و خانواده زرتشت
جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فریهیمرَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَتواسْتَرَه، اورْوْتَتْنَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به رهبری زرتشت همگام آورد.
هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی سنگینی بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر بزرگ او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم رئیس طبقهی برزیگران بوده است.
لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمده است صفت یا عنوان رهبر دینی میباشد. به طوری که در بیشرتینه جاهای اوستا آمده صفت اشو از سوی اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از ان نیست که مخلوقی از سوی خالق بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مهآبادیان نامیدهاند.
خاستگاه زرتشت
از این رهبر ایرانی در یشتهای کهن سخن میآید که در (اَریّانَ و یَوچَه) در ساحل رود (دائیتی) در سرزمین قبایل ایرانی متولد گردید در (زامیادیشت) زیستگاه زرتشت را در ناحیهای میداند که در آن دریاچه (کوسَویّ) است که مطابقتی با دریاچه هامون (واقع در مرز استان سیستان امروز) یا دریاچه آرال (واقع در شمال ازبکستان امروز) دارد. بهر تقدیر ناحیه (اَریانَّ و یوچَه) گاه خوارزم پنداشته میشود و گاه آن را آذربایجان و دیگری بدلیل مراسمی مذهبی که در ستایش (اَرُدویسورااناهیتا) میشود آن را در سیستان یاد کردهاند. تاریخ موجودیت زرتشت را نمیتوان بطور قطع روشن نمود که احتمالاً قدمت آنرا از ۱۲۰۰ سال تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد میدانند. زرتشت از سرزمینی کهنی برخاست که مردمانش آریایی بودند. اما برپایه تحقیقات گویش زبانی در برابر با سرودهای گاتها میتوان پنداشت که زرتشت رهبری خود را در خوارزم آغاز نمود و از راه رود جیحون (آموی دریا امروز) به بلخ مهاجرت کرد که در بلخ در دربار ویشتاسپه (گشتاسپ) پناه گرفت و دین خود را گسترش داد.
اندیشه زرتشت
زرتشت آزادی و اختیار را گزینشی برای مردم میداند. بهره کار هر کس همانست که انجام میدهد جبری برای اشخاص نیست نیکی اشخاص جز بهرهئی از نیکوئی و شر اشخاص جز شری برای وی نخواهد بود. هرمزد یا اهورامزد در این آیین خدا هست و اهریمن هم دیو است.
|